خالي
جمعه شب موقع خواب طبق معمول هرشب، يه دستم زيرسرش، يه دست اون دور گردنم و پاش دور كمرم، نگران فردا صبح بود و شروع كردم آروم براش حرف زدن:
+ نوشته شده در شنبه چهارم تیر ۱۳۹۰ ساعت ۳:۵۸ ب.ظ توسط بهانه
|
جمعه شب موقع خواب طبق معمول هرشب، يه دستم زيرسرش، يه دست اون دور گردنم و پاش دور كمرم، نگران فردا صبح بود و شروع كردم آروم براش حرف زدن: