تبليغاتX
روستايي به نام قلبستان
خانه | آرشیو | ايميل بهانه
به كدامين گناه ؟؟؟

  

 

به گفتة خودش بعداز يازده سال زندگي مشترك از همسرش جداشد- بعداز جدائي از شهرستان فومن به تهران و از تهران به قصبة شهريار نقل مكان كرد. براي اينكه بتونه در كنار بچه هاش باشه مغازه اي رو با يه بالكن اجاره ميكنه و هم به كارش كه تعمير يخچال بوده مي رسه و هم از بچه ها نگهداري ميكنه . مي گفت امورات زندگيشون به سختي مي گذشته ولي از اينكه براي اونها غذا آماده ميكرده و كارهاشون رو انجام مي داده خوشحال بوده و لذت مي برده.

اين وسط كي مي تونه مقصر باشه. زن و مردي كه با وجود عدم تفاهم و اختلاف صاحب سه تا بچه شدن؟ مادري كه به جاي تحمل و مقاومت كوتاهترين و راحت ترين راه رو انتخاب كرده و بچه ها رو به دست پدر معتاد كه خودش نياز به رسيدگي و درمان داشته رها كرده و رفته؟ پدري كه با علم به عدم توانائي نگهداري از اين سه طفل معصوم با خودخواهي اونها رو پيش خودش نگه داشته بدون اينكه بتونه يه سرپناه امن و مطمئن براي اونها تهيه كنه؟ (بالكن يه مغازه يا بهتربگم يه انباري چطور ميتونه جاي امني براي زندگي سه تا بچه باشه؟) قانون مملكتي مقصره كه در اون هيچكس خبر از وجود چنين بچه هايي كه در جامعه كم هم نيستند نداره – يا اگر در اثر سهل انگاري يه پدر يا مادر چنين اتفاق هولناك و غيرقابل جبراني رخ بده اونها رو مقصر نمي دونه و هيچ مجازاتي براي اونها در نظر نميگيره، پدر و مادري كه در قبال اونها وظيفه سنگيني رو برعهده داشتند و مثل اين بود كه كسي در پيشگاه خدا قسم به پذيرفتن مسئوليتي بخوره و بعد اون مسئوليت رو ناديده بگيره و عمل نكنه – اينجا بايد او مجازات بشه- ولي در اين مملكت اگر پدري فرزندش رو حتي به عمد از بين ببره هيچ شاكي نمي تونه داشته باشه و خون اون بچه به راحتي پايمال خواهد شد. در حاليكه بايد سختترين مجازات رو براي اون پدر يا مادر در نظر گرفت.

ولي در نهايت تمام اين اختلافات و كشمكشها ، لجبازيها ، بي توجهي ها به قيمت از بين رفتن سه تا فرشته معصوم تموم شد- شيواي 10 ساله كه مي تونست در اوج شيطنت هاي دخترانة خودش باشه مي تونست شاگرد ممتاز كلاسش باشه و هنوز هم مي تونسته با عشوه هاي شيرين و دوست داشتني خودش دل مادر و پدر رو بلرزونه ولي مثل يه مادر برادرهاي كوچكش رو تروخشك ميكرده – سهراب 8 ساله كه دوست داشته فقط مامان ديكته هاي شبش رو بگه و از همه دردناكتر سليمان 4 ساله ...... هنوز نياز داشته كه گاهي روي پاهاي مادرش بخوابه ، موقع غذا خوردن مامان كنارش باشه و گاهي قاشق غذا رو توي دهنش بگذاره ، شبها كنار مامان باشه و با قصه هاي او  و در آغوش او بخوابه و گاهي در حين بازي مادرش دست نوازش برسرش بكشه . اونها دوست داشتن كه شب با مادر و پدر همگي دورهم سريه سفره بشينن و غذا بخورن ، دوست داشتن مثل بچه هاي ديگه موقع گردش يه دستشون توي دست مامان و دست ديگه توي دست باباشون باشه ولي .............. افسوس كه اين سه تا فرشته از تمام اين نعمتها كه حق اونها بوده محروم بودن- محروم .

همكارام مي گفتن موقعي كه داشتن اونها رو توي خونه ابديشون ميگذاشتند نمي تونستند تشخيص بدن كه شيوا كدوم و سهراب كدومه ؟؟؟؟؟؟ صورتهاي زيباشون به يك استخوان سياه و سوخته تبديل شده بود و دردناكتر از همه اين بود كه همسايه ميگفتند كه اول شروع كردن به فرياد كشيدن و كمك خواستن و وقتيكه ديدن از كسي كاري برنمياد هرسه همديگرو محكم در آغوش گرفتند و بعد صداهاشون خاموش شد. نيروهاي آتش نشان اونها رو درحالي كه هرسه به هم چسبيده بودند پيدا كرده. اين آتش سوزي در اثر برخورد پتوي سليمان با چراغ نفتي شروع شده و شعله ور شده.

شايد اگر ساعت 11 شب اون پدر،  بچه ها رو تنها توي اون بالكن سرد تنها نمي گذاشته و به گفته خودش براي آوردن آب !!!!!!!!! نمي رفته يا حداقل درب رو به روي اونها قفل نمي كرده الان اونها هنوز نفس ميكشيدند ، هنوز قلبهاي كوچولوشون براي همديگه مي تپيد و هنوز ..............................

فردا يعني 15 دي سومين روز پرواز اين فرشته هاي كوچولوست و اين سه روز پدر و مادر درگير تخليه كينه هاي انباشته شده در وجودشون از همديگه هستن و هنوز فرصت نكردن تا براي از دست دادن اونها قطرة اشكي بريزن. لطفا" شما براي آرامش و شادي روح اونها هرچند كه الان در آرامش ابدي هستند دعاكنيد.

بيائيد قدر زندگي، سلامتي ، بچه هامون و آشيانه اي رو كه اين كبوتران اونجا رو براي خودشون امن ترين مكان دنيا مي دونن ، بدونيم و روزي هزار بار به درگاه خداوند شكر به جا بياريم.

=========================

 

منگولكم به اندازه تمام دنيا دوست دارم و براي آرامش و آسايش تو با هر سختي

 

مبارزه ميكنم تا تو تا هرزماني كه خواستي آغوش من و دستهاي پدرت رو لمس كني

 

(خداياكمكم كن)

 

 

|+| نوشته شده توسط بهانه در چهارشنبه چهاردهم دی 1384 و ساعت 11:4 قبل از ظهر | 
Powered By Blogfa - Designing & Supporting Tools By WebGozar