| خانه | آرشیو | ايميل بهانه |
|
اعتراض خاموش
هميشه با عمل مقابله به مثل مخالف بودم. سعي ميكردم كار و برخورد زشت طرف مقابلم رو با يه كارخوب و قشنگ تلافي كنم. نظرم اين بود كه اگر دركش رو داشته باشه خجالت مي كشه و يا عذرخواهي مي كنه يا حداقل ديگه اون كار رو تكرار نمي كنه ، اگرهم كه دركش رو نداشته باشه ، ديگه مشكل خودشه و بهتره توي ناداني خودش بمونه..... ولي انگار كم كم دارم بي طاقت مي شم و ديگه نمي تونم از بعضي چيزها به راحتي بگذرم، خوب وقتيكه مي بينم يكي از اون دو روزي كه حداقل براي خود من روز قشنگيه و خوشحال هستم ، اينقدر ساده و بي توجه ازش ميگذري، از من چه انتظاري داري؟ سالها اين بي توجهي رو ناديده گرفتم و به حساب يك سري عادات بد اخلاقي مثل بي تفاوتي و بي احساسي گذاشتم ، ولي ديگه نمي خوام اينطور باشم تا تو بهم بخندي و تازه توقع هم داشته باشي. ديدي كه منهم مثل خودت شدم. هرچند خيلي براي سخت و عذاب آور بود ولي فكر ميكنم كه ، تونستم بشم، حداقل براي خودم. -------------------------------- منگولك ميگفت : من خاله فاطمه رو دعوا كردم (مربي مهد) با تعجب گفتم: چرا مامان؟ يعني چي كه خاله رو دعوا كردي؟ شما كه خاله رو خيلي دوست داري؟؟؟ گفت: بله دوسس دارم ولي خاله سر رزينا (رژينا) داد كسيد منهم داد كسيدم و گفتم: سرا رزينا رو دعوا ميكني؟ بعد رزينا آمد منو بوس كرد و باهم دوست سديم !!!!!!! گفتم: آفرين پسرم كه مراقب رژينا بودي ولي شما نبايد سرخاله داد بزني آخه خاله شما رو خيلي دوست داره و از شما هم بزرگتره. منگولك گفت : خوب منهم رزينارو دوست دارم ، ازسم (ازشم) بزرگترم -------------------------------- يكشنبه كه از اداره رفتم خونه مامانم، منگولك جلوي تلويزيون دراز كشيده بود و برنامه عموپورنگ رو نگاه ميكرد، ، من و مامانم ميخواستيم بريم توي آشپزخونه تا يه چائي باهم بخوريم. منگولك دقيقا" زير لوستر خوابيده بود و نور لوستر مستقيم افتاده بود روي صورتش ، موقعيكه ميخواستيم باهم بريم توي آشپزخونه مامان نور چراغهارو كم كردند. همين موقع منگولك كه درازكشيده بود و مثل آدم بزرگها دستهاش رو هم زيرسرش گذاشته بود و خيلي دقيق داشت به تلويزيون نگاه ميكرد ، به مامانم گفت : آفرين مامان زون، لامپ اضافي خاموس . من و مامانم از خنده غش كرده بوديم. جالبتر از اون اينه كه توي خوونه هم هميشه حواسش به اين مسئله هست و هربار كه از اتاق خودش بياد بيرون چراغ رو خاموش مي كنه . اگرهم من فراموش كنم و چراغي رر خاموش نكنم با يه لحن طلبكارانه فورا" ميگه : واااااي مامان بهانه لامپ اضافي رو خاموس نكردييييييي؟؟؟ البته دليل اصليش اينه كه چندمرتبه كه برقهاي خونه قطع شده و تاريك بوده اون خيلي ترسيده ، وقتيكه پرسيد برق چرا رفت؟ گفتم كه همسايه ها لامپهاي اضافي راه پله رو خاموش نكردند اداره برق هم برق رو قطع كرده . |+| نوشته شده توسط بهانه در سه شنبه هشتم آذر 1384 و ساعت 11:44 قبل از ظهر |
|
درباره من
![]() سوداي تو را بهانه اي بس باشد
مدهوش تو را ترانه اي بس باشد در كشتن ما چه ميزني تيغ جفا؟ ما را سر تازيانه اي بس باشد! ...................................... من بهانه متولد ماه مهر هستم. پسرم روز پنجشنبه 10 بهمن 1381 ساعت 9:10 صبح متولدشد. هديه اي بود كه خداوند مهربان بعداز 9 سال تنهائي به من داد. اميدوارم عمري داشته باشم تا بتونم به آرزوهايي كه براش دارم برسم و تمام قشنگيهاي زندگي را تا جائي كه در توان دارم براش به يادگار بذارم. براي او مينويسم كه تنها بهانه زندگي من است. منوی اصلی
صفحه نخستايميل بهانه نوشته هاي قبلي من خانگي سازی ذخيره كردن صفحه اضافه به علاقه منديها نوشته های قبلي من
مهر 1387شهریور 1387 مرداد 1387 تیر 1387 خرداد 1387 اردیبهشت 1387 فروردین 1387 اسفند 1386 بهمن 1386 دی 1386 آذر 1386 آبان 1386 مهر 1386 شهریور 1386 مرداد 1386 تیر 1386 خرداد 1386 اردیبهشت 1386 فروردین 1386 اسفند 1385 بهمن 1385 دی 1385 آذر 1385 آبان 1385 مهر 1385 شهریور 1385 مرداد 1385 تیر 1385 خرداد 1385 اردیبهشت 1385 فروردین 1385 اسفند 1384 بهمن 1384 دی 1384 آذر 1384 آبان 1384 مهر 1384 شهریور 1384 مرداد 1384 تیر 1384 پيوندها
سقف مشتركگل يخ سرخي خانم ديكشنري روزنوشت ميتي و ماهيش نيمه پنهان من بانوي زمستان هليا كلبه تنهائي من و زندگي پگاه و پارسا مامان الهام يادداشتهائي براي پسرم بيتا پونه ليلا شهلا مامان كوشا آپلودعكس قزن قلفي روانشناسي كودك ماجراي هاي بزرگ شدن وقتي دلم تنگه آلوچه خانم رز سفيد زمزمه هاي باراني شراره مامان برديا كوچولو سبك وزن جاي دنج براي خانوم خوونه نازنين كيان و كيارش شهرزاد مامان حسين مهديار و ماماني عطيه لولي كپلي ساروي كيجا عروس تورامن چشم درراهم درنا مامان روبين گاهنامه آبينه پرتو مهتاب صوفي ديبا و ني ني مانا ياسين و دانيال دفترچة ممنوع آرشيو پیوندها پيوندها
دوشسیکی مثل همه بي خداحافظي شبشيدها مرغ دريائي آهو كوچولو (شيوا) حس قشنگ مادري مامان ياشار و كيانا رنگين كمان مامان اميرمهدي روياي سبز نلي تينا و سينا كوچولو حوض نقره گل فروشي شمسي خانوم نازمنگولا ارغوان كوچولو آيسان و مامان ميمون بي مغز اطلاعات كوچ شبكه ارتباطي ايرانيان مقيم كانادا سايت كودك هويت گمشده وب گذر زشت و زيبا ماريا roospie bigonah پرشين گيگ روزمرگي فرشته كوچك خوشبختي بانوي گيلك گيلاسي خانوم -2 گيلاسي خانوم -1 خانم و آقاي حلزون ملكوت يه زن... طعم شيرين قالب های حرفه ای وبلاگ ابزار وب فارسی امکانات
|
| Powered By Blogfa - Designing & Supporting Tools By WebGozar |