تبليغاتX
روستايي به نام قلبستان
خانه | آرشیو | ايميل بهانه
هنرنمائي هاي منگولكم

زمستون سال قبل منگولك حدود يكسال و نيمه بود، امسال اولين باره كه رادياتور روشن و داغ مي بينه ، دوروز قبل به دليل سرماي هوا صبح رادياتورها رو روشن كرديم و شب كه آمديم خوونه حسابي گرم شده بود، منگلوك رفت توي اتاقش و وقتيكه نزديك رادياتور شد با تعجب ديد كه رادياتور اتاقش داغه كمي كنار رفت و شروع كرد به قول خودش (هوف كردن) گفتم : پسرم چي رو داري فوت ميكني؟ گفت : مامان بهانه سوفاز داغ سده دارم هوف ميكنم خنك بسه!!!!!!!!

-------------------

از اونجائي كه يه تعدادي از آهنگهاي مخصوص خواننده هاي مورد علاقه اش رو  ياد گرفته (اندي-منصور) و با اونها همراهي ميكنه ، يكبار كه داشت به شوي خارجي نگاه ميكرد پرسيد: مامان بهانه اينها سي ميگن؟؟؟ گفتم : مامان جون اينها خارجي مي خونند. گفت : سرا كله هاسون و تكون ميدن. گفتم : چه مي دونم مامان حتما" ديوونه ان. ديروز توي اتاقش بود. از توي آشپزخونه متوجه شدم كه داره با صداي بلند و به صورت آواز يه چيزهايي مي خونه. كمي كه گوش كردم متوجه نشدم رفتم توي اتاقش و درحاليكه پشتش به من بود ديدم ايستاده جلوي ارگ ، با يه دستش مثلا" ارگ ميزنه با دست ديگش هم كه مثل ميكروفون مشت كرده بود و جلوي دهنش گرفته بود داشت بلند بلند خارجكي ميخوند و كلش رو تكون ميداد. از خنده غش كرده بودم كمي كه نگاهش كردم رفتم جلو و گفتم : پسرم چي داري ميخوني مامان ؟ گفت : دارم آهنگ ديوونه هارو ميخونم ......... (پسركم حسابي جوگير شده بود)

------------------

ديشب موقع بازي با كامپيوتر ، يه بازي هست كه با اسلحه بايد به طرفهاي مقابلش كه آدمهاي فضائي هستند شليك بكنه (( ازهمون بازيهاي مهيج كه من شديدا" باهاشون مخالفم ولي مامان كيلوئي چنده؟؟؟)) مرحله هايي از بازي هست كه آدمهاي مقابل نامرئي مي شن و فقط يه ساية كمرنگ دارند كه بايد دقت بيشتري توي شليك كرد. كنارش ايستاده بودم كه از پرسيد:

مامان بهانه اين آدمه كزا رفت؟ گفتم اينجاست پسرم. با دقت نگاه كن نامرئي شده .

با تعجب به من نگاه كرد و گفت : براي سي نامردي سده ؟؟؟!!!!!

------------------

- ميگم اينهمه هنرنمائي براي يه روز كافيه ديگه تا روز آدم رو خاطره انگيز بكنه. مگه نه؟؟؟؟

- كاشكي مي شد هميشه يك روز در ميون آمد سركار. (دوراز چشم آقاي اخلاقيان)

- كاشكي مي شد هميشه و هرروز به دليلي هيجانات خوشحال كننده داشت ، اينطوري زندگي براي آدم پراز انگيزه ميشه ((جوجه ها الهي كه خوشبخت بشين و سالهاي طولاني رو كنارهم با عشق سپري كنيد)) پيوندتون در روز پنجشنبه 5/8/1384 مبارك، خيلي خوشحالم كه به آرزوتون مي رسيد.

- اي كاش خداي مهربون جزو قوانين الهي كاري ميكرد تا تمام آدما به يه حداقل عمر ميرسيدند، اونطوري خيلي  از عزيزان ما با رفتن زود هنگامشون ما رو غمگين نمي كردند مثل شوهرخالة مهربون شبنم جون. اميدوارم خداوند ايشون رو مورد لطف و رحمت خودش قراربده.

- كاشكي تصادف وجود نداشت و همه با احتياط رانندگي ميكردند مخصوصا" موتورسوارها، اونوقت شب خريد جوجه ، حالش اينهمه گرفته نمي شد و كلي هم معطل نمي شد.

و ................ هزاران اي كاش ديگه.

|+| نوشته شده توسط بهانه در چهارشنبه چهارم آبان 1384 و ساعت 9:14 قبل از ظهر | 
Powered By Blogfa - Designing & Supporting Tools By WebGozar