| خانه | آرشیو | ايميل بهانه |
|
منگولكم مرد شده
ديشب داشتم با تلفن حرف ميزدم البته كمي با صداي بلند و كمي هم لرزان ، منگولكم توي اتاقش داشت با كامپيوترش بازي ميكرد، در حين بازي هرچند دقيقه يكبار به زحمت از روي صندلي پائين مي آمد و بدوبدو با دستهاي از قبل بازشده به طرف من كه روي كاناپه نشسته بودم مي آمد و بغلم ميكرد و يه بوس ميكرد و بدون هيچ حرفي دوباره ميرفت سرجاش، شايد نزديك به ده مرتبه طي زماني كه من داشتم حرف ميزدم اينكار رو كرد اينقدر از كارش تعجب كرده بودم كه ديگه تمركزم رو از دست داده بودم و نمي دونستم كه چي داشتم ميگفتم. ضمنا" ميخواستم كه بهش نشون بدم من ناراحت نيستم ولي ظاهرا" نتونسته بودم خوب نقش بازي كنم چون اونهم بغض كرده بود.خلاصه زود تمومش كردم و اونهم از خدا خواسته دويد آمد و نشست توي بغل من و طبق معمول شروع كرد به ماچ مالي و لوس كردن خودش. وقتي خودش رو برام لوس ميكنه مثل گربه ناز ميكنه و خودش رو به آدم مي ماله. مثل هميشه سروحال نبود و به منهم كاري نداشت ، حدود يكساعت كه گذشت دوباره آمد و گفت : مامان بهانه صورتم و ببين اينزاس ريس درآورده (اينجاش- ريش) بايد برم از كف بابا بمالم و صورتم و سيو كنم (SHAVE) من : فكرش رو كه ميكنم مي بينم چقدر روحيه اين فرشته هاي كوچولو حساس و لطيفه. احتمالا" متوجه شده بود كه من حالم خوب نيست اولش كه اونطوري منو دلداري ميداد بعدش فكر كرده بود كه اينطوري هم مي تونه دلگرمي بده. الهي من فداي مهربوني پسر گلم بشم كه باوجود كوچولو بودن قلبش تونسته اينهمه مهربوني و عشق رو توش جا بده. منكه ازش شرمنده ام كه گاهي قلب كوچولوش رو مي لرزونم. ولي ميخوام بهش قول بدم از اين به بعد مامان خوبي براش باشم و همه چيز رو به خاطر مهربوني و حساسي اون تحمل كنم ، شايد هم خداي مهربون كمكم كرد و به جاي تحمل ، اهتمام در حل مشكلاتم كردم. (آمين) ** فرشتة مهربونم : بازهم جملات و كلمات زيباي تو بود كه زنده بودن و زندگي كردن رو به من يادآوري كرد. |+| نوشته شده توسط بهانه در سه شنبه بیست و ششم مهر 1384 و ساعت 10:34 قبل از ظهر |
|
درباره من
![]() سوداي تو را بهانه اي بس باشد
مدهوش تو را ترانه اي بس باشد در كشتن ما چه ميزني تيغ جفا؟ ما را سر تازيانه اي بس باشد! ...................................... من بهانه متولد ماه مهر هستم. پسرم روز پنجشنبه 10 بهمن 1381 ساعت 9:10 صبح متولدشد. هديه اي بود كه خداوند مهربان بعداز 9 سال تنهائي به من داد. اميدوارم عمري داشته باشم تا بتونم به آرزوهايي كه براش دارم برسم و تمام قشنگيهاي زندگي را تا جائي كه در توان دارم براش به يادگار بذارم. براي او مينويسم كه تنها بهانه زندگي من است. منوی اصلی
صفحه نخستايميل بهانه نوشته هاي قبلي من خانگي سازی ذخيره كردن صفحه اضافه به علاقه منديها نوشته های قبلي من
تیر 1387خرداد 1387 اردیبهشت 1387 فروردین 1387 اسفند 1386 بهمن 1386 دی 1386 آذر 1386 آبان 1386 مهر 1386 شهریور 1386 مرداد 1386 تیر 1386 خرداد 1386 اردیبهشت 1386 فروردین 1386 اسفند 1385 بهمن 1385 دی 1385 آذر 1385 آبان 1385 مهر 1385 شهریور 1385 مرداد 1385 تیر 1385 خرداد 1385 اردیبهشت 1385 فروردین 1385 اسفند 1384 بهمن 1384 دی 1384 آذر 1384 آبان 1384 مهر 1384 شهریور 1384 مرداد 1384 تیر 1384 پيوندها
سقف مشتركگل يخ سرخي خانم ديكشنري روزنوشت ميتي و ماهيش نيمه پنهان من بانوي زمستان هليا كلبه تنهائي من و زندگي پگاه و پارسا مامان الهام يادداشتهائي براي پسرم بيتا پونه ليلا شهلا مامان كوشا آپلودعكس قزن قلفي روانشناسي كودك ماجراي هاي بزرگ شدن وقتي دلم تنگه آلوچه خانم رز سفيد زمزمه هاي باراني شراره مامان برديا كوچولو سبك وزن جاي دنج براي خانوم خوونه نازنين كيان و كيارش شهرزاد مامان حسين مهديار و ماماني عطيه لولي كپلي ساروي كيجا عروس تورامن چشم درراهم درنا مامان روبين گاهنامه آبينه پرتو مهتاب صوفي ديبا و ني ني مانا ياسين و دانيال دفترچة ممنوع آرشيو پیوندها پيوندها
دوشسیکی مثل همه بي خداحافظي شبشيدها مرغ دريائي آهو كوچولو (شيوا) حس قشنگ مادري مامان ياشار و كيانا رنگين كمان مامان اميرمهدي روياي سبز نلي تينا و سينا كوچولو حوض نقره گل فروشي شمسي خانوم نازمنگولا ارغوان كوچولو آيسان و مامان ميمون بي مغز اطلاعات كوچ شبكه ارتباطي ايرانيان مقيم كانادا سايت كودك هويت گمشده وب گذر زشت و زيبا ماريا roospie bigonah پرشين گيگ روزمرگي فرشته كوچك خوشبختي بانوي گيلك گيلاسي خانوم -2 گيلاسي خانوم -1 خانم و آقاي حلزون ملكوت يه زن... قالب های حرفه ای وبلاگ ابزار وب فارسی امکانات
|
| Powered By Blogfa - Designing & Supporting Tools By WebGozar |