تبليغاتX
روستايي به نام قلبستان
خانه | آرشیو | ايميل بهانه
شما دونفر كجائيد؟

نونوي عزيزم سلام ، خوبي....؟ خوب ... معلومه كه خوبي اصلا" بايد خوب باشي آخه تو يه فرشته داري ، يه فرشتة نگهبان كه شب و روز مراقب توست. خداروشكر، خداروهزاربار شكر  كه اين فرشته رو براي تو فرستاد ، فرستاد تا به دلتنگيهاي تو گوش بده ، ناز و نوازشت كنه و روزي هزار بار به تو يادآوري كنه كه تو يك مخلوقي، مخلوقي كه خالقت با خلق كردن تو هزاران اميد و آرزو ، مهربوني و عشق توي قلبت گذاشته و تو بايد زندگي كني ، بايد خوشبخت باشي ، بايد هميشه عاشق باشي ، فرستاد تا وقتيكه ياد كودكي هات افتادي و بهانة عزيزانت رو كردي سرت رو روي زانوهاش بگذاري و اونهم كنارگوشت زمزمه كنه كه ((عزيزم من هستم)) و اونوقت تو بلند مي شي و مي ايستي ، چون احساس مي كني هميشه تكيه گاهي براي خستگي هات داري.

خواهري كجائي؟؟؟؟؟ كجائي تا مثل اونوقتها  توي اتاق مشتركمون ساعتها با هم حرف بزنيم، گريه كنيم و بخنديم و بخنديم و بخنديم...

خواهري خسته ام خيلي خسته ام از سكوت خسته ام از لبخندهاي سرد و بي معني خسته ام، از ابراز خوشبختيهاي كذائي خسته ام.

ميدوني ديشب چه احساسي داشتم ، يه حس خنده دار كه هيچوقت هم تجربه نكردم ، اما احساس ميكردم مسافري هستم با كوله اي بر دوشم كه تنها دارائي هايم هستند و در تاريكي شب در كويري خوابيده ام ، هيچ احساس امنيتي نمي كردم و تنها دلخوشي ام آتشي بود كه براي خود روشن كرده بودم آتشي كه هم مرا گرم مي كرد و هم از شر حيوانات وحشي در امان . اما ... به نظر تو تا كي مي تونم اين آتش را روشن نگه دارم ، تا كي؟؟؟

---------------

** فرشتة مهربونم به تو هم سلام ، بايد اعتراف كنم كه عهدم رو شكستم، قول داده بودم كه آروم باشم وفكرنكنم، اما نشد ، بي اجازه فكر كردم و گريستم، اگر اينكار رو نمي كردم قلبم از شدت درد منفجر مي شد و اونوقت در اون تنهائي ، تو نبودي تا دوباره مثل هميشه تكه هاي شكستة قلبم رو كنار هم بگذاري و با دقت مثل يك پازل از نو درستش كني، پس مجبور بودم به تنها بهانة تنهائيهايم پناه ببرم آخه تو هيچوقت كنارم نيستي !!  به نظرتو چندبار ميشه اين پازل رو از نوساخت، چند بار ؟؟

منو ببخش..........خوشحال نيستم.....  

-----------------

** مرسي كه امروز هم ساعت نه و پنج دقيقه بازهم لبخند رو روي لبهام آوردي به قول خودت تا يه نه و پنج دقيقة ديگه خداحافظ  .....

|+| نوشته شده توسط بهانه در چهارشنبه بیستم مهر 1384 و ساعت 9:34 قبل از ظهر | 
Powered By Blogfa - Designing & Supporting Tools By WebGozar