تبليغاتX
روستايي به نام قلبستان
خانه | آرشیو | ايميل بهانه
هذيان

 هذيان

 

مامان جون  : من سنه گوربان

منگولك       : سن منه يوخ

مامان جون  : گاشلاري كمان

منگولك        : دوزلري اوخ  (جوزلري) (ببخشيد حوصله ترجمه ندارم)

ديشب منگلوگم رو بردم دكتر و بعداز اينكه معاينه ش كرد گفت سرماخوردگي همراه با عفونت لوزه ها و كمي هم گوش. (شبنم جون ظاهرا" آب دهنش به خاطرگلودردش بود نه انگل) البته با اصرار من دكتر براش آزمايش ادرار و سه مرتبه هم مدفوع نوشت. بعداز دكتر بردمش آزمايشگاه و آزمايش ادرارش رو داد. اميدوارم نتيجه آزمايش چيزي نباشه

تاقبل از خواب داروهاش رو بهش دادم و رفتيم دوتائي توي رختخواب ، بعدازاينكه قصه اش رو براش تعريف كردم بلافاصله خوابش برد و بعدازاينكه مطمئن شدم پسركم خواب رفت خودم هم كه خيلي خسته بودم خوابيدم. تا ساعت 4 صبح ، ساعت 4 صبح بود كه به صداي شعر خوندن منگولك از خواب پريدم ، خودش رو چسبونده بود به من طوري كه كاملا" گرماي دهنش و بدنش رو احساس ميكردم داغ داغ بود. راستش خنده ام گرفت كه توي خواب شعر تركي كه مامان جون يادش داده بود رو مي خوند و مي خنديد. صورتش رو بوسيدم اونهم انگار كه خواب و بيدار بود دستهاش رو طبق عادت يكيش رو زير سرم و ديگري رو دور گردنم انداخت. چند لحظه همين مدلي خوابيد بعد گفت : مامان آب ميخوام. گفتم باشه پسرم شما بخواب من ميرم برات ميارم. گفت: باسه . ولي تا رفتم از توي يخچال براش آب بيارم ديدم دنبالم آمد و با چشمهاي بسته پشت سرم ايستاد ، جالبه كه توي همون حالت خواب و بيداري و تب به محض اينكه ليوان آبش رو بهش دادم گفت: مرسي مامان (اين عادت هميشگيه هرچی بهش بديم فورا تشكرميكنه) . تا ته ليوان و خورد و رفت خوابيد. ولي تا ساعت 6 صبح دائم توي خواب حرف ميزد و آب ميخورد و از كنارمن تكون هم نمي خورد، ساعت 7  هم آنتي بيوتيك ش رو دادم و بردمش خوونه مامان جون،  ولي به محض اينكه توي رختخوابش خوابيد شروع كرد به گريه كردن و دست منو محكم گرفته بود، ميگفت نرو مامان نرو، اصلا" بريم خونمون، ميخوام بگل *سما بخوابم. (شما)

* منگولكم دوتاكلمه رو اصلا بلدنيست حتي معني اش رو هم نميدونه (1-تو 2-آره)

خلاصه هرچي باهاش حرف ميزدم فقط گريه ميكرد . راستش خودم هم حسابي گريه ام گرفته بود (چقدرلوس) آخه گريه نميكرد كه هق هق ميكرد. منهم ديدم ديگه طافت ندارم و هرچي بيشتر بمونم تحملم كمتر ميشه و دست آخر هم بايد ميگفتم ... باباي آقاي اخلاقيان و... خانه ماندن همانا حكم اخراج همان ، و چون اگر اخراج ميشدم بايد به عنوان يك راننده تاكسي سرويس (اخيرا" خيلي از آژانسهاي بالاي شهر راننده خانم استخدام ميكنن) در اختيار دوستان عزيز مي بودم ، سريع گوشهام رو گرفتم و از خوونه فرار كردم و تا محل كارم گازيدم و گازيدم.

به پيشنهاد دوست عزيزم (س) نوشتم ديگه نمي دونم چي بنويسم تا تخليه بشم، واقعا" فكرم كارنمي كنه، از صبح تا الان كه ساعت حدود 10 چهاربار تلفن كردم ديگه مامان جون عصباني شده كه بذار بخوابيم بچه هم خوابيده. ولي چكاركنم نگرانم. اصلا" نمي تونم كاركنم. از صبح تا به حال فقط يكي از كارهام رو انجام دادم (زحمت كشيديد- خسته نباشيد خانم) دورازچشم آقای اخلاقيان چكاركنم منگولك تمام زندگي و دارائي منه، حتي تحمل ديدن يك قطره اشكش رو هم ندارم. ولي شمارو به خدا سرزنشم نكنيد خودم مي دونم كه يه سرماخوردگي ساده است ، چيزمهمي نيست بله ميدونم منگلولك من خيلي بدتر از اينها مريض شده خيلي ، ولي اونموقع من قوي تر بودم ، تحملم بيشتر بود تازگيها خيلي بي جنبه شدم  كم طاقت شدم، مگه مي شه كه بچه مريض نشه، مامان جون ديشب ميگفتن : توخودت تا كمي از آب و گل دربياي من و پدرت رو كشتي، انواع و اقسام بيماريها رو گرفتي تا حالا واسه خودت آدم شدي البته فكر ميكنم به قول دكتر منگولك كه معتقده : كسانيكه در دوران كودكي زياد مريض شدن  در بزرگسالي مقاوم تر هستن. راست ميگه من واسه خودم پوست كلفتي هستم. مريض نمي شم اگر هم بشم صدام درنمياد و با تمام بدحالي بازهم از عهدة تمام كارهام برميام و اصلا" استراحت و پرهيز نمي كنم. اما نه .. دلم نمي خواد منگولك الان مريض بشه تا توي بزرگسالي قوي باشه ميخوام هميشه قوي باشه هميشه.

ديگه خسته شدم مي دونم امروز هيچ خواننده اي نخواهم داشت هركسي قيافه اين متن رو ببينه هم وحشت ميكنه هم حتما" ميگه بروبابا كي حوصله داره اينهمه چرنديات رو بخونه.

راست ميگيد، حق باشماست اين چرنديات فقط حرفهاي تنهائي خودم بود و بس فقط خواستم به قول (س) كمي سبك بشم هرچند كه هنوز هم قلبم تيرمي كشه. آخه منگولك دوست داره مامانش پيشش باشه.

ولي با همه اينها شايد بازهم بنويسم بازهم بازهم .

خدايا آهاي آقاي خدااااا مريضي و تب منگولك رو قلمبه بده به مامانش ، با جون و دل مي پذيرم

|+| نوشته شده توسط بهانه در چهارشنبه بیست و سوم شهریور 1384 و ساعت 10:31 قبل از ظهر | 
Powered By Blogfa - Designing & Supporting Tools By WebGozar