گاهي دلم بي هيچ دليلي بس ناجوانمردانه ميگيرد،يا شايدم تلقين ميكنم كه بي دليل است و ...
دوباره كودك دلم از خواب بيدار شده، گوئي كه از خواب سيرنشده و بهانه ميگيرد ...
چطور ساكتت كنم كودكم ، كه نه ديگر توان درآغوش گرفتنت رو دارم و نه ناي لالائي خواندن برايت ...
اي كاش ميدانستم كه بهانه ات از چيست و چه دردي اينهمه بي تابت كرده...
اي كاش ميدانستم دلهره ات از چيست ، بغض ات از كيست ...
به پس انداز عشق در قلب ، هيچ بهره اي تعلق نمي گيرد
(كرت ونه گوت)
|
+| نوشته شده توسط بهانه در شنبه هفتم اردیبهشت 1387 و ساعت 12:8 بعد از ظهر |