تبليغاتX
روستايي به نام قلبستان
خانه | آرشیو | ايميل بهانه
پيغام براي تيله باز

پيغام براي تيله باز

سلام ، چطور ميگي از ديروز و پريروز ننويسم ، متاسفانه تمام زندگي من بخاطر وجود ديروزها و پريروزهاست كه به اين شكل امروز دراومده ، باوركن من نخواستم ولي اينطور شده

به هرحال بازهم مي نويسم، مي نويسم كه ديگه نمي دونم چكاركنم مثل ... توي گل موندم. از هردري كه وارد مي شم به بن بست ميخورم خسته شدم اينقدر فكر كردم كه چكاركنم. امروز چطوري برخورد كنم. چه حرفي بزنم چه حرفي نزنم . اصلا" حرف نزنم كه آخه نمي شه تمام سيستم زندگيم بهم ميخوره ، حرف بزنم از چي و چطوري حرف بزنم. از همه بدتر اينكه وقتي هم كه تصميم ميگيرم حرف بزنم (مثل امروز) اصلا" نمي فهمه كه من چي ميگم و فقط ميگه مرغ يه پا داره. آخ مرده شور اون مرغ رو ببره كه براي بعضي ها شده سلاح.

خدايا مگه مي شه بعضي آدمهات اينقدر از مرحله پرت باشند. اصلا" كجا دارند سير مي كنن چي تو فكرشون هست منكه نفهميدم (آدم اينقدر غيرقابل نفوذ) نوبره والا

|+| نوشته شده توسط بهانه در دوشنبه بیست و چهارم مرداد 1384 و ساعت 11:24 قبل از ظهر | 
Powered By Blogfa - Designing & Supporting Tools By WebGozar