| خانه | آرشیو | ايميل بهانه |
|
اندر احوالات ما
پسركم ميگه : مامان بهانه يه خبر خوسحال كننده ميگم : چي شده پسرم ميگه : يه برچسب پيدا كردم به نظر سما كجا بچسبونم؟؟ ميگم : واااي چه خوب ، خب نگهش دار بچسبون روي دفتر نقاشيت، ولي ديگه روي ديوار نزن كه اتاقت ديگه ديواراش جا نداره ميگه : نه مامان بهانه ، دفترنه ديگه ، يه زاي (جاي) ديگه ميگم : پس بذار فكر كنم ببينم كجا خوبه كه بچسبوني چند دقيقه بعد................ پسركم : خب مامان بهانه تصميمت و بگير كه اينارو سكار كنيم ؟ (چكاركنيم) ميگم : من تصميم گرفتم كه قربون شما بشم ، خوبه .؟؟؟؟ ميگه : نه مامان بهانه ديگه لوس نسو، اين تصميم دوست داستني هستس ، اصلا" ربطي به برچسب نداره ، بايد يه تصميم زدي (جدي) بگيري بعد من از خنده غش كردم و ديگه جوابشو ندادم .......... پسرك ميگه : بگو ديگه مامان بهانه منكه كر نيستم دارم گوس ميدم ، زودي تصميمتو بگير
----------------------------------------------- پسركم وقتيكه از مهد برگشته خونه ظاهرا" به قول خودش هنوز انرزي (انرژي) داشته و يه كوچولو شيطوني كرده و مامان جون و اذيت كرده، مامان جونم از اونجائي كه اصلا" بالاي چشمشون ابرو نداره تو ماشين ميگم : پسرم فكركنم امروز شما پسرخوبي نبودي و كار بدي كردي ميگه : براي سي ؟؟؟ ميگم : آخه مامان جون عصباني و ناراحت بود ، من فكركنم از دست شما ناراحت بودش !!!! با قيافه كاملا" حق به جانب ميگه : نه مامان بهانه ،بذاربگم براي سي، آخ.....ه صبح خاله نونو تلفن كرده بود، حالا من نميدونم كه اين خاله نونو به مامان زون سي گفته كه به مامان زون بر خورده بعدسم اخم كرده
حالا اين خاله نونوي ما چهارروز بود كه به مناسبت تولد ماهي كوچولو رفته مسافرت ديزني لند و اصلا تماس تلفني با مامان جون نداشته --------------------------------------------------
كفشي كه به پاي يكي اندازه است، پاي ديگري را ميزند، دستورالعملي براي زندگي وجود نداردكه مناسب همه كس باشد (گوستاو يونگ)
|+| نوشته شده توسط بهانه در سه شنبه بیست و ششم تیر 1386 و ساعت 10:50 قبل از ظهر |
|
درباره من
![]() سوداي تو را بهانه اي بس باشد
مدهوش تو را ترانه اي بس باشد در كشتن ما چه ميزني تيغ جفا؟ ما را سر تازيانه اي بس باشد! ...................................... من بهانه متولد ماه مهر هستم. پسرم روز پنجشنبه 10 بهمن 1381 ساعت 9:10 صبح متولدشد. هديه اي بود كه خداوند مهربان بعداز 9 سال تنهائي به من داد. اميدوارم عمري داشته باشم تا بتونم به آرزوهايي كه براش دارم برسم و تمام قشنگيهاي زندگي را تا جائي كه در توان دارم براش به يادگار بذارم. براي او مينويسم كه تنها بهانه زندگي من است. منوی اصلی
صفحه نخستايميل بهانه نوشته هاي قبلي من خانگي سازی ذخيره كردن صفحه اضافه به علاقه منديها نوشته های قبلي من
مرداد 1387تیر 1387 خرداد 1387 اردیبهشت 1387 فروردین 1387 اسفند 1386 بهمن 1386 دی 1386 آذر 1386 آبان 1386 مهر 1386 شهریور 1386 مرداد 1386 تیر 1386 خرداد 1386 اردیبهشت 1386 فروردین 1386 اسفند 1385 بهمن 1385 دی 1385 آذر 1385 آبان 1385 مهر 1385 شهریور 1385 مرداد 1385 تیر 1385 خرداد 1385 اردیبهشت 1385 فروردین 1385 اسفند 1384 بهمن 1384 دی 1384 آذر 1384 آبان 1384 مهر 1384 شهریور 1384 مرداد 1384 تیر 1384 پيوندها
سقف مشتركگل يخ سرخي خانم ديكشنري روزنوشت ميتي و ماهيش نيمه پنهان من بانوي زمستان هليا كلبه تنهائي من و زندگي پگاه و پارسا مامان الهام يادداشتهائي براي پسرم بيتا پونه ليلا شهلا مامان كوشا آپلودعكس قزن قلفي روانشناسي كودك ماجراي هاي بزرگ شدن وقتي دلم تنگه آلوچه خانم رز سفيد زمزمه هاي باراني شراره مامان برديا كوچولو سبك وزن جاي دنج براي خانوم خوونه نازنين كيان و كيارش شهرزاد مامان حسين مهديار و ماماني عطيه لولي كپلي ساروي كيجا عروس تورامن چشم درراهم درنا مامان روبين گاهنامه آبينه پرتو مهتاب صوفي ديبا و ني ني مانا ياسين و دانيال دفترچة ممنوع آرشيو پیوندها پيوندها
دوشسیکی مثل همه بي خداحافظي شبشيدها مرغ دريائي آهو كوچولو (شيوا) حس قشنگ مادري مامان ياشار و كيانا رنگين كمان مامان اميرمهدي روياي سبز نلي تينا و سينا كوچولو حوض نقره گل فروشي شمسي خانوم نازمنگولا ارغوان كوچولو آيسان و مامان ميمون بي مغز اطلاعات كوچ شبكه ارتباطي ايرانيان مقيم كانادا سايت كودك هويت گمشده وب گذر زشت و زيبا ماريا roospie bigonah پرشين گيگ روزمرگي فرشته كوچك خوشبختي بانوي گيلك گيلاسي خانوم -2 گيلاسي خانوم -1 خانم و آقاي حلزون ملكوت يه زن... قالب های حرفه ای وبلاگ ابزار وب فارسی امکانات
|
| Powered By Blogfa - Designing & Supporting Tools By WebGozar |