| خانه | آرشیو | ايميل بهانه |
|
كولرگازي
شركت ما تا سال قبل سيستم گرمايش مخصوصا" سرمايش قوي نداشت، تابستان سال قبل بعداز اعتراض هاي زياد به خاطر گرم بودن واحدها قرار شد تو هر طبقه كه سالني بزرگ حدود 140 متر هستش دوتا كولرگازي LG كارگذاشته بشه، خلاصه ....... از اونجائيكه هرشركت يا اداره يا سازماني يك نفر *آفتابه دار مسجدشاهي داره ، شركت ما هم از اين امر مستثني نشده ولي از بد روزگار اين آفتابه دار رئيس مستقيم همخونه اس حدود دوهفته پيش ما كولرگازي واحد رو روشن كرديم، از طرفي آقاي اخلاقيان خلاصه حدود يك هفته با آقاي اخلاقيان سر كم يا زياد بودن درجه دماي كولر مشكل داشتيم و الانم از هفته قبل اين آقاي آفتابه دار كه ادعا ميكنن مهندس هم هستن تشخيص دادن كه هواي داخل شركت بسيااار هم مطبوع هستش و نيازي به كولر نيست، بعداز كلي دردسر اجازه صادر شد كه كولرها رو روشن كنيم ولي به اين شرط كه دماي كولر فقط روي 26 درجه باشه، و اين دستور درحالي صادرشد كه اينترنت درجه دماي تهران رو روي 22 نشون ميداد، يعني ايشون اجازه دادن ما دماي داخل شركت رو چهاردرجه هم از دماي بيرون گرمتر كنيم، عجب عقل و درايتي خداي من ، عجب لطف و كرمي بعضي ها دارن.... دوسه روز پيش همخونه وارد واحد ما شد و ريموت دستگاه رو برداشت و درجه رو روي 26 گذاشت و خواست كه از واحد خارج بشه كه با قيافه خلاصه بنده هم كلي پيغام اونم از نوع عاطفي و آبدار خلاصه اون يكي دو روز به خوشي گذشت ، تا اينكه مجدد امروز صبح همخونه سراغم آمد و .......... منم دوباره در حضور خودش همون كارو كردم و از همخونه خواهش كردم كه اين قضيه رو به مديراحمقشون گزارش كنند. حالا اصل منظورم از گفتن اينهمه داستان اين بود كه : به همخونه گفتم : اولن به خاطر اينكه براي تو مشكلي پيش نياد ،حتما" برو به اين مديرخنگتون بگو كه تمام 9 طبقه رو روي 26 درجه طبق دستور خود (خرش) تنظيم كردي ، دومن بلافاصله اضافه كن كه تمام طبقات به صورت دستي درجه كولر و كم و زياد ميكنند، همخونه با حرف من مخالفت كرد و گفت : اگر من بهش بگم كه شماها اينكارو ميكنيد دستور ميده كنتور اصلي كولرها كه درطبقه آخر شركت قرارداده شده رو قطع كنند اونوقت ديگه حتي همين باد با دماي 26درجه روهم نداريد، ولي من معتقد بودم كه اون نمي تونه اينكارو بكنه يعني اجازه نداره و با عكس العمل شديد مديران و بقيه كارمندان مواجه ميشه، ضمن اينكه مي فهمه كه ..ر خودشه، اگر اون عقلش به اين نميرسه كه ميشه اينكارو كرد و سختيش فقط يك عدد صندلي زيرپاگذاشتن هستش ديگه فاتحه خودش و اون مدرك مهندسي كه داره خونده شده اس و اگر بازم با اعتراض مواجه بشه دست از اين مسخره بازيهاش برميداره و به كار خودش ميرسه، يعني اين مشكل بايد تا هوا گرم نشده حل بشه ..... ولي همخونه معتقده كه نه !!! تو اشتباه ميكني، اون ميگه دما روي 26 درجه تنظيم بشه ، منم تنظيم ميكنم ، بعداز من تو و بقيه اونو دستي تغيير ميديد و روي 22 درجه كه خيلي مطلوب هستش ميگذاريد، اونم به خيال خودش كه دما روي 26 هستش و كسي هم اعتراضي نداره دست از سر اين كولرهاي بيچاره برميداره و ضمنا" شما هم ميتونيد به اندازه كافي خنك بشيد، اما من اين طرز فكر رو قبول ندارم و اصرار داشتم كه اون اين قضيه رو به آقا ..ره منعكس كنه تا اونم بفهمه كه چه كاره احمقانه اي كرده و شرمنده بشه............... هرچند كه فكرنميكنم متوجه بشه حالا به نظر شما كدوم طرز فكر درسته : همخونه : كه معتقده براي آروم كردن جو شركت بايد صورت مسئله رو به جاي حل كردن پاك كرد و طور ديگه اي اونو نوشت ؟؟؟؟!!!! (نظري كه هميشه حتي در مورد مسائل و مشكلات خودمون داره) بهانه : بايد حتي شده با اعتراض و وقت گذاشتن اين كار اشتباه رو به اين آقا كه تو تمام مسائل فني شركت نظرات احمقانة خودش رو اعلام ميكنه و انتظار حرف شنوي هم داره ، حالي كرد؟؟؟ حالا چندتا از نظرات اين آقاي مهندس زبون نفهم : 1-كمتر دستشوئي بريد تا آب كمتري مصرف بشه 2-وقتي كسي نيست حتما برق اتاقش خاموش باشه ولي چون تمام لامپها با يك يا دوپريز روشن و خاموش ميشه وقتي كسي نيست بايد كلي وقت گذاشته بشه و بوسيله نردبان اون لامپ رو شل كنند تا خاموش بشه 3-كولر نبايد به طور دائم و روي درجه پائين روشن باشه 4-آسانسور يك طبقه در ميون بايسته تا استهلاك كمتري داشته باشه 4-تايم سيگاركشيدن رو محاسبه كرده و انتظار دارند كه به ازاي هرنخ سيگار كه حدود پنج دقيقه طول ميكشه از ساعت كاري پرسنل كم بشه و.................... حالا به نظر شما با چنين آدمي چه برخوردي بايد كرد؟ به قول همخونه بايد گذاشت كه تو ..ريت خودش بمونه يا به نظر منكه بايد با حرفهاي غيرمنطقي اون كه در مورد شركتي با اين بزرگي و عظمت و حدود 200 نفر پرسنل كه فقط تو دفتر مركزي مشغول بكار هستن مقابله كرد و از ..ريت خودش بيرونش آورد؟؟ هرچند كه فكر نميكنم موفق به اينكار بشيم و فايده اي داشته باشه از قديم گفتن ..ر اگر لقمان شود بازم كلاس اول است --------------------------- پ.ن : اين مسئله تنها گفتن عقايد متفاوت آدمها با همديگه هستش، كه تو خيلي از موارد زندگي و براي هر موردي پيش مياد، كه بايد تجزيه و تحليل كرد كه كي درست ميگه ... ---------------------------
* زمان خيلي قديم كه لوله كشي آب وجود نداشت پيرمردي جلوي توالت مسجدشاه مينشست، هركسي كه وارد توالت ميشد اول بايد آفتابه رو بيرون و از داخل حوض آب پرميكرد و بعد وارد دستشوئي ميشد، اين پيرمرد بيچاره هركسي كه ميخواست آفتابه رو برداره ، فورا" ميگفت: آقاجان اون آفتابه رو برنداراينكي رو بردار. روزي شخصي ازش سئوال ميكنه كه اين حرف تو چه دليلي داره، اين آفتابه ها كه هيچكدوم باهم فرقي نمي كنند، و پيرمرد بي نوا ميگه : خب بالاخره بايد يه كاري كرده باشم كه پولم حلال باشه ديگه......... |+| نوشته شده توسط بهانه در چهارشنبه دوم خرداد 1386 و ساعت 12:15 بعد از ظهر |
|
درباره من
![]() سوداي تو را بهانه اي بس باشد
مدهوش تو را ترانه اي بس باشد در كشتن ما چه ميزني تيغ جفا؟ ما را سر تازيانه اي بس باشد! ...................................... من بهانه متولد ماه مهر هستم. پسرم روز پنجشنبه 10 بهمن 1381 ساعت 9:10 صبح متولدشد. هديه اي بود كه خداوند مهربان بعداز 9 سال تنهائي به من داد. اميدوارم عمري داشته باشم تا بتونم به آرزوهايي كه براش دارم برسم و تمام قشنگيهاي زندگي را تا جائي كه در توان دارم براش به يادگار بذارم. براي او مينويسم كه تنها بهانه زندگي من است. منوی اصلی
صفحه نخستايميل بهانه نوشته هاي قبلي من خانگي سازی ذخيره كردن صفحه اضافه به علاقه منديها نوشته های قبلي من
مهر 1387شهریور 1387 مرداد 1387 تیر 1387 خرداد 1387 اردیبهشت 1387 فروردین 1387 اسفند 1386 بهمن 1386 دی 1386 آذر 1386 آبان 1386 مهر 1386 شهریور 1386 مرداد 1386 تیر 1386 خرداد 1386 اردیبهشت 1386 فروردین 1386 اسفند 1385 بهمن 1385 دی 1385 آذر 1385 آبان 1385 مهر 1385 شهریور 1385 مرداد 1385 تیر 1385 خرداد 1385 اردیبهشت 1385 فروردین 1385 اسفند 1384 بهمن 1384 دی 1384 آذر 1384 آبان 1384 مهر 1384 شهریور 1384 مرداد 1384 تیر 1384 پيوندها
سقف مشتركگل يخ سرخي خانم ديكشنري روزنوشت ميتي و ماهيش نيمه پنهان من بانوي زمستان هليا كلبه تنهائي من و زندگي پگاه و پارسا مامان الهام يادداشتهائي براي پسرم بيتا پونه ليلا شهلا مامان كوشا آپلودعكس قزن قلفي روانشناسي كودك ماجراي هاي بزرگ شدن وقتي دلم تنگه آلوچه خانم رز سفيد زمزمه هاي باراني شراره مامان برديا كوچولو سبك وزن جاي دنج براي خانوم خوونه نازنين كيان و كيارش شهرزاد مامان حسين مهديار و ماماني عطيه لولي كپلي ساروي كيجا عروس تورامن چشم درراهم درنا مامان روبين گاهنامه آبينه پرتو مهتاب صوفي ديبا و ني ني مانا ياسين و دانيال دفترچة ممنوع آرشيو پیوندها پيوندها
دوشسیکی مثل همه بي خداحافظي شبشيدها مرغ دريائي آهو كوچولو (شيوا) حس قشنگ مادري مامان ياشار و كيانا رنگين كمان مامان اميرمهدي روياي سبز نلي تينا و سينا كوچولو حوض نقره گل فروشي شمسي خانوم نازمنگولا ارغوان كوچولو آيسان و مامان ميمون بي مغز اطلاعات كوچ شبكه ارتباطي ايرانيان مقيم كانادا سايت كودك هويت گمشده وب گذر زشت و زيبا ماريا roospie bigonah پرشين گيگ روزمرگي فرشته كوچك خوشبختي بانوي گيلك گيلاسي خانوم -2 گيلاسي خانوم -1 خانم و آقاي حلزون ملكوت يه زن... طعم شيرين قالب های حرفه ای وبلاگ ابزار وب فارسی امکانات
|
| Powered By Blogfa - Designing & Supporting Tools By WebGozar |