| خانه | آرشیو | ايميل بهانه |
|
شيرين زبوني
همخونه نشسته بود روي زمين و داشت با چسب چيزي رو مي چسبوند. پسركم بعداز يه نگاه عميق و طولاني گفت : بابا.... چسماي سما سبيه چسماي حيفه نونه !!!!!!! من : حيف نون كيه مادر ؟ پسري : حيف نون ديگه هموني كه تو باغ مظفر بود.......... (واقعا چه هوشي ، من هيچوقت به اين قضيه دقت نكرده بودم و جالبه كه همينطوره) -------------------------------------- من و پسركم تو خوونه تنها بوديم و ميخواستم حمام كنم، طبق معمول بايد در حمام رو باز بذارم تا تنهائي نترسه، وانش رو كه هميشه نصف حمام رو اشغال ميكنه گذاشتم جلوي در، و شروع كردم به washing پسري هم براي اينكه خيالش راحت باشه كه هستم و تنها نيست بلندبلند باهام حرف ميزد و گاهي ميآمد جلوي در حمام و نقاشي خودش رو بهم نشون ميداد يكهو دويد جلوي درحمام كه انگشت پاش محكم خورد به وان و همونجا نشست و شروع كرد به نوازش انگست پاس پسري : آااااااي آاااي مامان بهانه انگست پااااااام ، آااااااي ، مامان بهانه ببخسيييييد ببخسيد انگست پام درد گرفت خنده ام گرفت و گفتم : پسرگلم به من نگو ببخشيد چرا از من معذرت خواهي ميكني؟ خودت بايد حواست رو بيشتر جمع كني تا اينهمه به دروديوار نخوري پسري : آااااي پسري ببخسيد ، ببخسيد پسري ........ آااااي انگست پااااام ---------------------------------- پسركم توي ماشين شيشه شيرش رو تا آخر خورد و پدرش براي اينكه از دستش نيافته ازش گرفت و گذاشت روي داشبورد روي چسب نگهدارنده عينك و موبايل و ... پسري كه تازه توجهش به اون جلب شده بود گفت: بابا... سقدر اين زالبه (چقدرجالبه) من اينو نديده بودم... بابا : جدي بابائي، جالبه؟؟ خب پس هرموقع كه بنز خريدي من كادوي ماشينت يه دونه از اين چسبا برات ميخرم منم به شوخي گفتم : پسرم به بابا بگو، لطفا" زحمت نكشيد پسري : سرا بابا... لطفا" زحمت بكسيد =================================== اگر نميتواني بالا روي ، سيب باش كه افتادنت انديشه اي را بالا برد (دكترعلي شريعتي) |+| نوشته شده توسط بهانه در دوشنبه چهاردهم اسفند 1385 و ساعت 4:27 بعد از ظهر |
|
درباره من
![]() سوداي تو را بهانه اي بس باشد
مدهوش تو را ترانه اي بس باشد در كشتن ما چه ميزني تيغ جفا؟ ما را سر تازيانه اي بس باشد! ...................................... من بهانه متولد ماه مهر هستم. پسرم روز پنجشنبه 10 بهمن 1381 ساعت 9:10 صبح متولدشد. هديه اي بود كه خداوند مهربان بعداز 9 سال تنهائي به من داد. اميدوارم عمري داشته باشم تا بتونم به آرزوهايي كه براش دارم برسم و تمام قشنگيهاي زندگي را تا جائي كه در توان دارم براش به يادگار بذارم. براي او مينويسم كه تنها بهانه زندگي من است. منوی اصلی
صفحه نخستايميل بهانه نوشته هاي قبلي من خانگي سازی ذخيره كردن صفحه اضافه به علاقه منديها نوشته های قبلي من
مهر 1387شهریور 1387 مرداد 1387 تیر 1387 خرداد 1387 اردیبهشت 1387 فروردین 1387 اسفند 1386 بهمن 1386 دی 1386 آذر 1386 آبان 1386 مهر 1386 شهریور 1386 مرداد 1386 تیر 1386 خرداد 1386 اردیبهشت 1386 فروردین 1386 اسفند 1385 بهمن 1385 دی 1385 آذر 1385 آبان 1385 مهر 1385 شهریور 1385 مرداد 1385 تیر 1385 خرداد 1385 اردیبهشت 1385 فروردین 1385 اسفند 1384 بهمن 1384 دی 1384 آذر 1384 آبان 1384 مهر 1384 شهریور 1384 مرداد 1384 تیر 1384 پيوندها
سقف مشتركگل يخ سرخي خانم ديكشنري روزنوشت ميتي و ماهيش نيمه پنهان من بانوي زمستان هليا كلبه تنهائي من و زندگي پگاه و پارسا مامان الهام يادداشتهائي براي پسرم بيتا پونه ليلا شهلا مامان كوشا آپلودعكس قزن قلفي روانشناسي كودك ماجراي هاي بزرگ شدن وقتي دلم تنگه آلوچه خانم رز سفيد زمزمه هاي باراني شراره مامان برديا كوچولو سبك وزن جاي دنج براي خانوم خوونه نازنين كيان و كيارش شهرزاد مامان حسين مهديار و ماماني عطيه لولي كپلي ساروي كيجا عروس تورامن چشم درراهم درنا مامان روبين گاهنامه آبينه پرتو مهتاب صوفي ديبا و ني ني مانا ياسين و دانيال دفترچة ممنوع آرشيو پیوندها پيوندها
دوشسیکی مثل همه بي خداحافظي شبشيدها مرغ دريائي آهو كوچولو (شيوا) حس قشنگ مادري مامان ياشار و كيانا رنگين كمان مامان اميرمهدي روياي سبز نلي تينا و سينا كوچولو حوض نقره گل فروشي شمسي خانوم نازمنگولا ارغوان كوچولو آيسان و مامان ميمون بي مغز اطلاعات كوچ شبكه ارتباطي ايرانيان مقيم كانادا سايت كودك هويت گمشده وب گذر زشت و زيبا ماريا roospie bigonah پرشين گيگ روزمرگي فرشته كوچك خوشبختي بانوي گيلك گيلاسي خانوم -2 گيلاسي خانوم -1 خانم و آقاي حلزون ملكوت يه زن... طعم شيرين قالب های حرفه ای وبلاگ ابزار وب فارسی امکانات
|
| Powered By Blogfa - Designing & Supporting Tools By WebGozar |