تبليغاتX
روستايي به نام قلبستان
خانه | آرشیو | ايميل بهانه
دروغ ................

 

- شب به همسر و بچه هاش گفت كه امشب نگهبانه و بايد شب رو تو شركت باشه، صبح كه شد جنازه اش رو تو خوونه دوستش پيدا كردن، گفته شده كه احتمال گازگرفتگي هست ولي هنوز چيزي مشخص نيست......

((  همكاري ميگفت، نتيجه اخلاقي كه ميگيريم اينه كه اگر خواستيم جائي بريم شيطوني،  يادمون باشه قبلن  چك كنيم گوشه پنجره باز باشه تا دچار گازگرفتگي و خفگي نشيم ))  البته اين فقط جنبة شوخي داشت ولي چه خاطره بدي براي هميشه تو ذهن اون زن از آخرين لحظات ديدار با همسرش جاي گرفت!!!

                                 ----------------------------------------

- گفتي كه دوست دارم، هركاري كه بگي ميكنم، هرچي كه بخواي برات فراهم ميكنم، هيچوقت تنهات نميذارم ، امروز سالها از اون روز ميگذره ، تو دوستم نداشتي ، به خاطر من هيچ كاري نكردي و از همه بدتر اينكه امروز تنهاي تنهام ، تو به هيچكدوم از وعده هات عمل نكردي...

                                -----------------------------------------

من فكرميكنم از بعضي اشتباهاتي كه از سوي اطرافيان مثل خانواده، همسر، فرزند و يا دوستان سربزنه ، ميشه و بايد سعي كرد كه گذشت چون هرانساني جايزالخطاست و هيچكس كامل و بي نقص نيست، ولي از دروغ اونهم اگر به صورت عادت بشه نميشه گذشت. گاهي ميشه واقعيت رو پنهان كرد، سكوت كرد، اين خيلي بهتراز گفتن دروغي هستش كه به دنبالش عواقب بدتري داشته باشه و در نهايت باعث بي اعتمادي به طرف مقابل بشه.

 

                  راستي اگر دروغ رنگ داشت هر روز، شايد ده ها رنگين کمان در دهان ما نطفه مي بست

                                                     و بيرنگي کمياب ترين چيزها بود.....................

 

|+| نوشته شده توسط بهانه در سه شنبه دوازدهم دی 1385 و ساعت 8:1 قبل از ظهر | 
Powered By Blogfa - Designing & Supporting Tools By WebGozar