تبليغاتX
روستايي به نام قلبستان
خانه | آرشیو | ايميل بهانه
كودك ساده لوح

 

بعداز گذروندن يه دوره سخت و بحراني كمي حالش بهتر شده بود، بايد از محيط خونه و تنهائي ميزد بيرون، بهترين كار برگشتن به محل كارش بود، شايد اونجا كمي سرگرم ميشد و بهتر ميتونست بلائي رو كه سرش اومده بود فراموش كنه، همكاراش از برگشتن اون خوشحال بودن، آخه اون سروصداي شركت بود، به قول همكاراش وقتي اون نبود انگار هيچكس تو شركت نبود، وقتي اون نبود پسرهاي مجرد شركت حرفي براي بحث كردن نداشتن، وقتي اون نبود كسي نبود تا بعداز رفتن مديرعامل و همسرش كه رئيس هيئت مديره شركت بود تو اتاقي كه مخصوص خانمها بود بساط ميوه و چاي رو براه كنه و با صداي آروم براي همكاراش بخونه ،و اون حالا برگشته بود، ساكت و آروم ولي داغون و خسته، مثل يه مرده متحرك، همكارا مراقب بودن تا وقت خوردن قرص هاش نگذره، آروم باشه و هيچ چيز اونو ناراحت نكنه. بعداز مدتي ، در همون آرامش و سكوتي كه تمام وجودش رو گرفته بود راه مي افته به طرف اتاق كسي كه هميشه اونو ناديده گرفته بود، و حتي از يه سلام هم بهش دريغ ميكرد، با هركسي گرم ميگرفت غير از اون، به عنوان مسئول كارها ، كار همه رو انجام ميداد و هماهنگ ميكرد غير از كار اون.

-همكارا ميگفتن :آخه دختر چرا باهاش اينطوري رفتار ميكني؟ گناه داره، چه هيزم تري به تو فروخته اين بيچاره.

-نمي دونم ، ولي ازش خوشم نمياد. ازش لجم ميگيره، از بي تفاوتيش به اطراف، از سكوتي كه هميشه داره از غرور بيش از حدش از ...........

چندروز بعد جلوي در اتاق اون مي ايسته و سرش رو بلند ميكنه و براي اولين بار توي چشمهاي بي روح اون نگاه ميكنه.

-خوبيد ؟؟

-ممنون خوبم، شما چطوريد؟ حالتون بهترشده؟

-خوبم ، خيلي بهترم........... وبعد يه سكوت .....................

-راستي شما قصد ازدواج نداريد؟؟؟؟؟؟؟

-من.................اااااااا  خب.... نه......... آخه راستش خب ...... موقعيت ازدواج ندارم.

- چرااااااااااااا؟؟؟ منظورتون چيه از اينكه موقعيت ازدواج نداريد؟؟؟

-خب.............. آمادگيش رو ندارم، اصلا كي حاضره به جوون آس و پاسي مثل من دخترش رو بده......

-سرش رو بالاتر ميگيره و مستقيم تو چشمهاي اون نگاه ميكنه و ميگه : من حاضرم...................

 

|+| نوشته شده توسط بهانه در شنبه بیست و هشتم مرداد 1385 و ساعت 2:11 بعد از ظهر | 
Powered By Blogfa - Designing & Supporting Tools By WebGozar