تبليغاتX
روستايي به نام قلبستان
خانه | آرشیو | ايميل بهانه
تنها تو بمون

- كاشكي تلويزيون بودم، كاشكي پاكت سيگارت بودم، يا حداقل اون كاناپه بودم. آخه اگر تلويزيون بودم اونوقت براي ديدن منم تا نيمه هاي شب وقت ميگذاشتي. اگر پاكت سيگارت بودم در هر شرايطي هميشه تو جيب پيراهنت و كنار قلبت بودم يا اگر اون كاناپه بودم شبانه روز بهم چسبيده بودي و در كنارم احساس آرامش ميكردي. ولي حيف كه حتي به اندازه اين اجسام هم منو نمي بيني براي خودم متاسفم كه بايد همچين آرزوهائي داشته باشم .  يه روزي چه آرزوهائي داشتم و حالا ........  يه روزي در آرزو و رويائي خيلي ها بودم و ولي حالا ........

- كاشكي همونطور كه دكتر جراح قلب و مغزواعصاب و داخلي و .... داريم دكتر جراح در رشته درمان دروغگوئي هم داشتيم . چقدر خوب مي شد كه اين بيماري رو هم مي شد با جراحي درمان كرد و از بين برد........

- كاشكي حداقل الان كه ديگه منو نمي بيني اون دلت لعنتيت برام تنگ ميشد........

- به بابا ميگم با اينهمه توجه، محبت، فداكاري........... دريغ از يه نگاه محبت آميز، اين توقع زياديه؟؟؟ بابا ميگه : دخترم چرا هنوز ياد نگرفتي با هركسي مثل خودش باشي تا اذيت نشي ؟؟؟؟؟؟؟

- راستي...... من قيافه ام خيلي شبيه قاطره ؟؟؟؟؟؟

- درد كمر و پاهام ديوونم كرده ، من خستم ، نياز به استراحت دارم.

---------------------------

سينه اي تا كه برآن سربنهم

دامني تا كه بر آن ريزم اشك

آه اي آنكه غم عشقت نيست

ميبرم برتو بر قلبت رشك

--------------------------

من از كجا مي آيم  ،  كه اينچنين به بوي شب آغشته ام ؟؟؟؟؟؟

|+| نوشته شده توسط بهانه در سه شنبه شانزدهم خرداد 1385 و ساعت 4:18 بعد از ظهر | 
Powered By Blogfa - Designing & Supporting Tools By WebGozar