تبليغاتX
روستايي به نام قلبستان
خانه | آرشیو | ايميل بهانه
پايان تعطيلات

 

سلام و هزارسلام به همه دوستان عزيزم. اول از همه براي شما خوبان آرزوي سالي پراز سلامتي و بركت ميكنم و از خدا ميخوام كه همه توي اين سال جديد زندگيشون پراز موفقيت باشه و به تمام آرزوهايي كه در دل دارن دست پيدا كنند .

بعد از همه شما كه حتي توي اين ايام تعطيلي به ياد من و منگولكم بوديد و برام كامنت گذاشتيد ممنونم. همه شما رو خيلي دوست دارم و دلم براتون خيلي خيلي تنگ شده بود.

منگولك منم خوبه و سرحاله. اين تعطيلي حسابي بهش خوش گذشت ، چون از تعطيلي نوروز سالهاي قبل كه چيزي به خاطر نداشت و از اينكه مي ديد همه ما خونه هستيم خيلي خوشحال بود، البته كمي برنامه هاي روزانه اش بهم خورده بود ولي در كل از بودن توي خوونه خيلي شاد و سرحال بود. هرروز كه ميگذشت مي پرسيد كه چقدر ديگه عيد تموم مي سه؟ منم براي اينكه مثل خودم دپرس نشه همش ميگفتم حالا خيلي ديگه مونده- به اين زودي تموم نمي شه . اونم كلي ذوق ميكرد. آخه من هميشه عادت دارم از اولين روز تعطيلات به جاي اينكه خوش باشم شروع ميكنم به شمارش معكوس و يكهو مي بينم تعطيلات شيرينم تموم شد و من از غصة شمارش معكوس هيچي از اون نفهميدم. ولي ديروز كه ميخواستم براي مهدرفتن آماده ش كنم شروع كرد به غرزدن و بهانه آوردن. فهميدم كه حسابي پشتش باد خورده و تنبل شده. خلاصه بعداز كلي كلانجار رفتن قرار شد اين چند روز باقيمانده ازفروردين روهم ميهمان مامان جونش باشه . البته بازم ناراضي بود و به من ميگفت: من دوست دارم سما خوونه باسي و اداره نري اگر رفتي اداره منم ببري. آخه روز آخر كاري كه بامن اداره بود حسابي بهش خوش گذشت.

ديگه زياد مزاحم دوستان گلم نمي شم .بازهم براي تك تك شماها آرزوي روزهاي قشنگ رو دارم و از همينجا همتون رو مي بوسم.

 

                                       روز و روزگار خوش و ايام به كامتان باد

                                     

 

|+| نوشته شده توسط بهانه در دوشنبه چهاردهم فروردین 1385 و ساعت 9:56 قبل از ظهر | 
Powered By Blogfa - Designing & Supporting Tools By WebGozar