تبليغاتX
روستايي به نام قلبستان
دل گفت وصالش به دعا باز توان يافت عمري است كه عمرم همه در كار دعا رفت
 

سلام

سال نو همگي مبارك باشه ، همه اونائي كه اينجا رو ميخونن و كامنت ميذارن، اونائي كه اينجارو ميخونن و كامنت نمي ذارن، اونائي كه نه ميخونن و نه كامنت ميذارن، اونائي كه دوستم دارن ، اونائي كه دوستم ندارن و اونائي كه من دوستشون دارم

ميخواستم بگم كه دليل كمرنگ شدن من اينه كه دوباره نقل مكان كرديم و تو شركت فعلا" به نت دسترسي ندارم و تو خونه هم فرصت .  براي پنجمين بار طي ۱۶ سال،  ساختمون شركت عوض شد  واقعا خسته كننده اس خصوصا" براي آدمي مثل من كه خيلي اهل تغيير و تحول و تنوع نيستم ، و بدتر از اون اينكه هربار اصل كارا به عهده خودمونه و بايد چادرمون و دور كمرمون ببنديم و دستكش دو رنگ رزمريم دستمون كنيم و يا علي ... البته ناگفته نماند كه من يكي دوتا كمك داشتم، كمك كه چه عرض كنم ميشه گفت رباط حرف گوش كن

خلاصه اينكه از روز اول بعداز تعطيلات نوروز شروع به بسته بندي و ليبل زني كرديم ، الانم كه در حال جابجائي تو ساختمون جديد هستيم، همه چي پخش و پلا شده، هيچي سرجاي خودش نيست، يه روز برق نيست، يه روز برق هست تلفن نيست، يه روز تلفن هست شبكه نيست، يه روز كه شبكه هست كابل نيست كه به شبكه وصل بشه ، يه روزم كه همه اينا هست مسئول شبكه نيست  شده داستان جهنم "م س ل م و ن ا"    ولي منم امروز ديگه وسط اينهمه ريخت و پاش و شلوغي ، كشون كشون ميزم و آوردم و وسائلم و نصفه نيمه روش چيدم و از اون وسطا يه كابل شبكه پيدا كردم و هندل كامپيوترم و زدم ،بعدشم براي اينكه سروصدا و جيغ و هوار همكارا رو نشنوم يه هدفون به گوشم زدم و جاي شما خالي دارم موزيك گوش ميدم و مينويسم  به قول همكارا ميگن الان اگر دنيا رو آب ببره بهانه رو خواب ميبره...  ميگم خب آدم پارتي داشته باشه اينه ديگه ، قبل از همه كاراش راست و ريس (ريست) ميشه

همه اينارو گفتم كه بگم در اولين فرصت سعي ميكنم دونه دونه از همتون احوال پرسي كنم .

روز و روزگارتون خوش .

ب. تو. نوشت : جزاير و اقيانوسها را در مي نوردم

                     كنارتو مي نشينم و بر مويت دست مي كشم

                     با تو سخن مي گويم و برمي گردم

                     بي آنكه مرا ديده باشي ...

"" پس ديگه نگو كه دلت برام تنگ شده ""

 

|+| نوشته شده توسط بهانه در دوشنبه بیست و چهارم فروردین 1388  |
 
 
بالا