سر شام هستيم و طبق معمول تلويزيون هم روشنه و سريال پخش ميكنه، همخونه در ادامه حرف مردي كه سعي ميكنه ازدواج دومش رو براي بچه هاش توجيه كنه به پسرك ميگه: خوبه منم برم يه زن ديگه بگيرم تا شما هم دوتا مامان داشته باشي، پسرك با عجله غذاي توي دهنش و قورت ميده و مياد طرفم و بغلم ميكنه و با لباي آويزون به پدرش ميگه : باشه ، برو بگير، مامان بهانة منم ميره يه مرد ديگه ميگيره تا من دوتا بابا داشته باشم ............
قاشق بين بشقاب و دهن باز همخونه ميمونه و فقط يه كلمه ميگه : اااااي نامرد
پسرك ميگه : ولي بابا فكر خوبيه، شما برو يه مامان ديگه بگير ، من و مامان بهانه همش تو اتاق من باهم كامپيوتربازي ميكنيم ، شماهم بشين تلويزيونت و تماشا كن اون يكي مامانم تو آشپزخونه ظرف بشوره و غذا درسته كنه !!!!
============================
بيا تا جهان و تقسيم كنيم :
آسمون مال تو ابرش مال من ، دريا مال تو موجش مال من ،خوشيد مال تو ماه مال من،
اصلا".... دنيا مال تو اما تو مال من
|
+| نوشته شده توسط
بهانه در سه شنبه بیست و هفتم فروردین 1387
|