| خانه | آرشیو | ايميل بهانه |
|
غرور
زن، پشت ترافيك سنگين مونده بود، ساعت ديجيتالي ماشين تندتند حركت ميكرد و نشون ميداد كه طبق معمول هرروز، بازم ديرش شده و تاخير ميخوره، ولي اون خونسرد و آروم بود، دكمه repeat رو فشار داد تا موزيك روي همون يه دونه آهنگ بمونه و بعد صداي اونو كمي بلندتر ميكنه : منو ببر به شهر عشق گلايه هاتو خط بزن تو آرزوي آخري اگه پراز مصيبتي غماتو هديه كن به من تو آبروتو ميخري يه نيمه جون زخمي ام بيابيا نفس بده نفس توئي هوا توئي زن، دستش رو آروم از روي دندة ماشين بلند ميكنه و روي دستهاي مرد كه روي هم قفل شده ميگذاره و اونارو نوازش ميكنه ، از گرماي دستهاي مرد نفسش تند ميشه و آه ميكشه ... مرد، همچنان چشمهاش بسته اس و همون لحظه صداي نفسهاشو كه حالا با خروپف هم مخلوط شده بلندتر ميكنه ، كه يعني من خوابم .................. زن، دستش رو آروم برميداره و دوباره روي دنده ماشين ميذاره و با صداي بلند ميخونه : واسه چشمات پر شعرم تو دليل قصه هامي هرنفسم نفس توست مثل غم توي صدامي منتظر كسي باش كه حتي اگر در ساده ترين لباس بودي، حاضر باشه تو رو به همه دنيا نشون بده و بگه كه: "اين دنياي منه" |+| نوشته شده توسط بهانه در یکشنبه بیست و ششم اسفند 1386 و ساعت 11:14 قبل از ظهر |
آقا دزده
پسرك عادت كرده و اكثرا" نصفه شبا بيدار ميشه و مياد تو تختخواب من، چندشب پيش تو اتاقش كنارتخت خودش نشسته بودم و براش قصه ميخوندم، بعداز اينكه تموم شد و شب بخير گفت ، بهش گفتم : ببين پسرم وقتي بچه ها شبا ميخوابن، دوتا فرشته مياد و تا صبح كنار تختشون ميشينه و از اونا مراقبت ميكنه، پس اگر نصفه شب بيدار شدي ، اصلا" نترس زودي چشماتو ببند و دوباره بخواب ، ديگه بلند نشو بيا پيش من، خيالت راحت باشه چون فرشته ها مراقبت هستن. تازه اگرم خواستي بياي يادت باشه كه حتما" بايد دربزني بعد بياي تو اتاق (منم وسط دعوا نرخ تعيين كردم) فرداشبش كه ازاول شب خودشو راحت كرد و اومد تو تخت من، بهش ميگم، پسرم من كمرم درد ميكنه، وقتي شما مياي و اينجا ميخوابي من تا صبح نمي تونم راحت بخوابم و كمردردم بيشتر ميشه، پاشو برو سرجات بخواب. ميگه : نه مامان بهانه من امشب ميترسم، ميخوام پيش شما بخوابم، بعدشم سرشو كرد زير ملافه و چشماشو بست، يه كمي كه گذشت منم سرمو كردم زير ملافه و گفتم جوجوبيداري؟ ميگه ، بله بيدارم ولي شما سرتو ببر بيرون نميخواد بياي زير ملافه، گفتم چرا خب ميخوام بغلت كنم بخوابم، ميگه ، نه مامان بهانه شما برو بيرون مراقب من باش گفتم براي چي مراقبت باشم مادر جون، ميگه آخه الان آقا دزده مياد منو ميبره ، شما سرتو بكن بيرون كه مراقب من باشي خلاصه بعداز 5 دقيقه ديدم نمي تونم بخوابم بلندشدم و رفتم تو آشپزخونه كه آب بخورم، پسري نگران پرسيد: مامان بهانه كجا ميري؟ گفتم دارم ميرم تا آقا دزده بياد و منو ببره وقتي دوباره برگشتم سرجام پسري آروم صورتشو چسبوند به صورتم و بغلم كرد و خوابيد پ.ن : آهاي آقا دزده ميشه يه سري به خونه ما بزني و چندروزي منو بدزدي ؟؟؟؟!!!!! من شديدا" مشتاق ديدارت هستم |+| نوشته شده توسط بهانه در سه شنبه چهاردهم اسفند 1386 و ساعت 4:0 بعد از ظهر |
|
درباره من
![]() سوداي تو را بهانه اي بس باشد
مدهوش تو را ترانه اي بس باشد در كشتن ما چه ميزني تيغ جفا؟ ما را سر تازيانه اي بس باشد! ...................................... من بهانه متولد ماه مهر هستم. پسرم روز پنجشنبه 10 بهمن 1381 ساعت 9:10 صبح متولدشد. هديه اي بود كه خداوند مهربان بعداز 9 سال تنهائي به من داد. اميدوارم عمري داشته باشم تا بتونم به آرزوهايي كه براش دارم برسم و تمام قشنگيهاي زندگي را تا جائي كه در توان دارم براش به يادگار بذارم. براي او مينويسم كه تنها بهانه زندگي من است. منوی اصلی
صفحه نخستايميل بهانه نوشته هاي قبلي من خانگي سازی ذخيره كردن صفحه اضافه به علاقه منديها نوشته های قبلي من
تیر 1387خرداد 1387 اردیبهشت 1387 فروردین 1387 اسفند 1386 بهمن 1386 دی 1386 آذر 1386 آبان 1386 مهر 1386 شهریور 1386 مرداد 1386 تیر 1386 خرداد 1386 اردیبهشت 1386 فروردین 1386 اسفند 1385 بهمن 1385 دی 1385 آذر 1385 آبان 1385 مهر 1385 شهریور 1385 مرداد 1385 تیر 1385 خرداد 1385 اردیبهشت 1385 فروردین 1385 اسفند 1384 بهمن 1384 دی 1384 آذر 1384 آبان 1384 مهر 1384 شهریور 1384 مرداد 1384 تیر 1384 پيوندها
سقف مشتركگل يخ سرخي خانم ديكشنري روزنوشت ميتي و ماهيش نيمه پنهان من بانوي زمستان هليا كلبه تنهائي من و زندگي پگاه و پارسا مامان الهام يادداشتهائي براي پسرم بيتا پونه ليلا شهلا مامان كوشا آپلودعكس قزن قلفي روانشناسي كودك ماجراي هاي بزرگ شدن وقتي دلم تنگه آلوچه خانم رز سفيد زمزمه هاي باراني شراره مامان برديا كوچولو سبك وزن جاي دنج براي خانوم خوونه نازنين كيان و كيارش شهرزاد مامان حسين مهديار و ماماني عطيه لولي كپلي ساروي كيجا عروس تورامن چشم درراهم درنا مامان روبين گاهنامه آبينه پرتو مهتاب صوفي ديبا و ني ني مانا ياسين و دانيال دفترچة ممنوع آرشيو پیوندها پيوندها
دوشسیکی مثل همه بي خداحافظي شبشيدها مرغ دريائي آهو كوچولو (شيوا) حس قشنگ مادري مامان ياشار و كيانا رنگين كمان مامان اميرمهدي روياي سبز نلي تينا و سينا كوچولو حوض نقره گل فروشي شمسي خانوم نازمنگولا ارغوان كوچولو آيسان و مامان ميمون بي مغز اطلاعات كوچ شبكه ارتباطي ايرانيان مقيم كانادا سايت كودك هويت گمشده وب گذر زشت و زيبا ماريا roospie bigonah پرشين گيگ روزمرگي فرشته كوچك خوشبختي بانوي گيلك گيلاسي خانوم -2 گيلاسي خانوم -1 خانم و آقاي حلزون ملكوت يه زن... قالب های حرفه ای وبلاگ ابزار وب فارسی امکانات
|
| Powered By Blogfa - Designing & Supporting Tools By WebGozar |