مگه امكان داره كه آدم توي خواب 180 درجه بچرخه و سراز اونطرف تخت دربياره ؟؟؟ اونهم
سمتي كه هيچوقت نمي ره !!! اصلا" امكان داره؟ به نظر من نمي شه مگر اينكه از روي عمد باشه ...
=======================
خيلي سخته كه موضوعي مدتها آدم رو عذاب بده و هرروز به خودش بگه امروز ديگه حتما"
مطرح ميكنم و خودم رو خلاص مي كنم ولي دوباره امروز هم بگذره و همچنان سكوت بكنه و
سكوت و سكوت. مثل هميشه .......
=======================
دائم به من ميگه : مامان بهانه من به خاله فاطمه ياد دادم كه ديگه نگه تو ،گفتم خاله تو زسته
بگو سما (شما) ، به خاله اعظم ياد دادم نگو آررره (غليظ) گفتم خاله آره زسته بگو بله . به خاله
گفتم وقتي عپسه مي كني دستت رو بگير زلوي دهنت و ... خلاصه هرچيزي كه توي خونه ياد
ميگيره.
به جاي اينكه اونها اين بچه رو تربيت كنن اين بچه داره اونجا مربي ها رو تربيت مي كنه. بايد برم
مهد كودك و ازشون بابت آموزشهايي كه منگولك بهشون ميده شهريه دريافت كنم........
=======================
اينهم يه عكس خوشگل از رايان كوچولو - مستر رايان ما الان حدود ۶ ماهشه. اين عكس رو
وقتي تازه به دنيا آمده بود روي دست باباش ازش گرفتند. اين گل پسر در كانادا زندگي ميكنه.
مامانش يكي از دوستان خوب دوران كودكي من هستش. (كامي جونم اگر اينجا رو مي خوني
بدون كه خيلي دوست دارم و دلم برات حسابي تنگ شده)

نمي دونم چرا هوس كردم اينجا رو مثل رنگين كمان رنگارنگ كنم، ياد اركا جونم افتادم.
ببخشيد اگر توي انتخاب رنگها بي سليقگي كردم. خيلي در موردش فكر نكردم همينجوري
هررنگي دستم آمد گذاشتم.
=======================
و حالا دوباره يه تقديم كوچولو :
|
|
به مژگان سيه كردي هزاران رخنه در دينم بيا كز چشم بيمارت هزان در برچينم
الا اي همنشين دل كه يارانت برفت از ياد مرا روزي مباد آن دم كه بي ياد تو بنشينم |
|


ميگم عجب پست دهاتي شدها مگه نه ؟؟؟
|
+| نوشته شده توسط
بهانه در سه شنبه ششم دی 1384
|