پسركم از طرف مدرسه شون به عنوان دانش آموز برتر براي المپياد علمي انتخاب شده بود و ديروز يعني جمعه ساعت يكربع به 2 بايد ميرفتيم دانشگاه تربيت مدرس . از اونجائي كه بچه شاد و شنگوليه و يه كوچولو هم بازيگوش تا حدود دوسه ساعت قبل از رفتن انگار خيلي اين آزمون و جدي نگرفته بود ولي حدودا" يكي دوساعت قبل از رفتن احساس كردم اضطراب داره،بعداز اينكه كتاب فارسي و رياضي سال قبلش رو مرور كرد شروع كرد به راه رفتن دورخونه اونم با يه قيافه درهم. يكريز دور اتاق راه ميرفت و هرازگاهي از من كه روي كاناپه نشسته بودم آويزون ميشد و دوباره شروع به راه رفتن ميكرد. وقتي ازش پرسيدم چرا اينقدر راه ميري گفت استرس دارم اينطوري كه راه ميرم مغزم باز ميشه ...!!!
تمام طول راه و ساكت عقب ماشين نشسته بود و انگار فكر ميكرد فقط يكبار گفت مامان بهانه دلشوره دارم، گفتم اصلا نگران نباش شما كلي درسهاتو مرور كردي و الانم آماده اي ، فقط بايد حواست و جمع كني چون اولين باري هستش كه سئوال تستي داري جواب ميدي. وقتي رسيديم جلوي درب اصلي دانشگاه پلاكاردي بود كه بزرگ روش نوشته بود " محل برگزاري مسابقات المپياد علمي دانش آموزان برتر" يكهو با ديدن كلمه برتر طبق معمول اشك توي چشمام جمع شد و دستش و كه توي دستم بود محكم فشاردادم و بهش گفتم كه ميدوني اينكه تو جزء دانش آموزاي برتري چه حس قشنگيه؟ گفت بله خب برترم ديگه.....
سريع وارد ساختمون شد و بعداز حد حدود يكساعت اومد بيرون و وقتي از دور منو ديد دويد طرفم و بغلم كرد و گفت : مامان بهانه خيلي آسون بود. ياد دوران تحصيل خودم افتادم كه هرموقع از امتحان برميگشتم خونه و مامانم ازم مي پرسيدن كه امتحان چطور بود ميگفتم عااالي بود اگر بيست نشم حتما نوزده يا هيجده ميشم ولي دريغ از يه نمره حتي پونزده
به قول مامانم ميگفتن هميشه نمره هات ناپلوئنيه.
حالا منتظر اعلام نتايج هستيم تا ببينيم پسرك چه گلي كاشته و چه كار كرده، البته قبولي توي اين آزمون براي ورود به مدرسه تيزهوشان هستش كه من كلا" باهاش مخالفم و ميخوام ، ولي دوست داشتم كه توي يه آزمون جدي و مهم شركت كنه و هم اينكه يه محكي زده بشه، هرچند كه همين انتخاب شدنش توي مدرسه ، خودش برام يه افتخار بود....
=========================
بعدا" نوشت : امروز (چهارشنبه ۹ آذر) اسم پسركم توي روزنامه چاپ شده بود، البته جز سه نفر اول نبود ولي امتيازش به حدنصاب رسيد و حالا ميتونه براي كلاسهاي آمادگي المپياد و استعدادهاي درخشان ثبت نام كنه. خداياهزاربار شكرت .....
|
+| نوشته شده توسط
بهانه در شنبه پنجم آذر 1390
|